تبليغاتX
اشک
اشک

برای دیدن رویت بسان ابربهاری ..... ..... زدیده اشک ببارم خداکندکه بیایی
 
 
منصوره رهبر خبرنگار

منصوره رهبر هستم از اهالی شهر اصفهان
فارغ التحصیل رشته مهندسی برق
اما اکنون چند سالیه که خبرنگارم ( صدا و سیمای مرکز اصفهان ) نه به اون معنایی که شما می پندارید.
درد نگارم...
چون عاشق هموطنم هستم
rahbar115@yahoo.com

 

پیوند ها

آسمان آبي-مهديه پوريادگار خبرنگار

كامران نجف زاده

ميترا لبافي

حسينيه يك رهگذر(آبجي سميه)

نوشته هاي بي سر وته(دايي يادگار)

فاحص

روحاني(خبرنگار)

محمد كاظم روحاني نژاد

نرگسی

دو استكان چايي داغ

افروز اسلامي

محمد دلاوري-خبرنگار

مهدي صادقي-خبرنگار

مأمول

رسانه های نوین

ابر باران

دست نوشته هاي خاكستري

علي :رازهاي يك قلب صادق

مطالب طنز

خط خطیهای یک خبرنگار

جایی میان راه

دریا

حميد امامي-خبرنگار

یکی مثل شما

هر چه به ذهنم رسید(وحید مصلحی)

نرگس محمدي

ضامن آهو(كيميا)

فاطمه***محكم

ملك عاشقي(فريد )

وحيد بهروز

نيلوفر سياه(سميراي عزيزم)

سرو نقره اي( الهه)

 

مطالب اخير

راز و نیاز با معبود

روز شکفتن...

برای خنده......

زخم

غزل دلتنگی

کلید خوشبختی

خزان است........

..........

خدایا......

بد نیست بخونیم....

 
 

پیوند های روزانه

اخبار پارسیک

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 

راز و نیاز با معبود

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

 ......................

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 ......................

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

 ...........................

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

 ...........................

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

................................ 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

 ................................

گف.تم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 ................................

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 .............................

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 ............................

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 ...................................

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.::
 ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/

                                                               http://img1.loadtr.com/b-298304-namaz_duad%C4%B1r.jpg

یکشنبه یکم آذر 1388 |

 

روز شکفتن...

                                                                         

پاییز .ای رنگ های مبهم پر نور

ای سکوت سرد تنهایی محض

پاییز ای زیبای حزن انگیز

تو ترانه خوانی

شاید ترانه های زیبا می سرایی  

وشاید ترانه های سرد

باد در دستان توست و رقص درختان که به ما ارمغانش می دهی

پاییز تو بی رحمی و برگ ریز

تو مهربانی و رنگ ساز

پاییز/ من اشک ها و لبخند هایم را به تو هدیه میدهم

چه باک که تو نیز چون دیگران آنها را بدست باد خواهی سپرد

از یاد خواهی برد مرا/اشک ها و لبخند هایم را

پاییز/ای افسونگر حزن انگیز

ای زیبای مبهم ومحض....

(احسان )

                                                               

  پاییز رو دوست دارم و برای اینکه همیشه این روزها/  روز های زیبایی  برای من بوده است

 وخواهد بود

روزهای  روییدن /روزهای شکفتن  ....باز هم از پاییز...دم  می زنم

پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 |

 

برای خنده......

                                                                      

دوستان نازنینم سلام

راستش اینگار همه گله مند شدند از اینکه مطالبم پاییزیه

خوب البته گفته بودم که من /تو پاییز دلم بارونیه

ولی چشم/ یه خاطره خنده دار واستون مینویسم تا دلتون میخواد به اینجانب بخندین............

دو سه روز پیش از خواب بیدار شدم و با چشم خواب آلو د بساط صبحانه رو آماده کرد م وبا دل دلا نشستیم پای سفره  و بسم الله........

جاتون خالی نون و شیر و کنجد و گردو و از این حرفا

میشه گفت ته کاسه دیگه یکم شیر مونده بود که تلخی اون اجازه نداد تهشم سر بکشم.........

با لحنی معترضانه به مادرم گفتم مامان چرا این کنجدا تلخ بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یهو مامانم گفت کدوم کنجد؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم همین دیگه ...اینکه تو شیشست

یه دفعه دیدم همه زدن زیز خنده و گفتن کی تا حالا بانون و شیر اسفند میخورن..........

آره چشمتون روز بد نبینه یه مشت اسفند خالی کرده بودم تو کاسه شیر و با دل دلا دو ساعت میخوردم....

اینم از روزگار ما خبرنگارا. دیگه.....

البته به قول پدر بنده اینجانب تا آخر عمر از چشم ونظر و این حرفا مصون و محفوظ خواهم ماند

شنبه شانزدهم آبان 1388 |

 

زخم

 

نمیدانی که تنهایم
نمی بینی تو -مرگ زرد دنیایم
نمیخواهم ز اینک خاطراتم را
و میبندم دهانم را که میسوزد
ز هر بغضی که در سینه به خود دارم

و میخوانم غم تلخ جدا گشتن ز فردایم

نمیبینی تو- دفن ارزوهایم

و عزم رفتنی کردی که در من میگشاید زخم شبهایم

نمیدانی ز دیروزم
که در من خرد شد خود باوریهایم

فقط میپرسی و میخواهیم
تا سفره ی دل را به رویت باز بگشایم

شاعر مريم چراغی

شنبه شانزدهم آبان 1388 |

 

غزل دلتنگی



هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم


اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم


یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم


ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم


بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

قیصر امین پور

                                                    دوستتون دارم    

دوستای نازنینم سلام

ببخشید حال و هوای وبم یه جورایی پاییزیه

آخه من همیشه تو پاییز یه حس و حال دیگه ای پیدا میکنم

گاهی مطالب و اشعاری که میگذارم  یه جورایی حرف دل منو میزنه

امروز هوا ابری بود و دل من هم مثل آسمون بارونی/

خوب اینم حس منه دیگه چی کارش کنم آبانه  / ماه منه دیگه    

                                                                   

شنبه نهم آبان 1388 |

 

کلید خوشبختی


کافیست فقط یک نفر به نقطه ای خیره شود آنگاه عده زیادی دورش جمع شده و بدون آنکه دلیل 

آنرابپرسند همگی به همان نقطه خیره میشوند

راستی چرا زاویه نگاه اکثر مردم منطبق بر زاویه نگاه اطرافیان است

چرا هیچ کس از خود نمی پرسد به چه دلیل من هم باید مثل دیگران فقط روی یک محدوده خاص

خیره شوم؟

چرا باید همانند آنها بیندیشم؟

مثل آنها قضاوت کنم؟

چرا از خود نمی پرسیم شاید مسیر نگاه/ اندیشه/تصمیمات و اهداف دیگران فقط به یک نقطه

منتهی خواهد شد به پوچی

چه بسیارند افرادیکه به دلایل مختلف مایلند زاویه نگاه شما هم دقیقا منطبق بر زاویه نگاه

خودشان باشد

آنها مایلند شما هم ردیف خودشان باشید نه جلوتر و نه بالاتر

آنگاه که همه با هم و دقیقا مثل هم برای رسیدن به یک نقطه پوچ مشغول بازی و سبقت می

باشیم انسان های برتر اندیش به قله موفقیت صعود کرده اند

-------------------------------------------------------------------------

 آبان ماه منه

ماه خوبیها 

ماه زیباییها........                                                                      

جمعه یکم آبان 1388 |

 

خزان است........

 

خزان است گوش کن وقت چیده شدن گلهای دشت فصل خشک شدن برگ های سبز و شاداب

از چه هراس است.......بهار در راه است اینک با خزان بساز

از چه هراس است؟///

آیا باید از دوری خورشید باک داشت؟

اینک با خزان باید ساخت.نوای کلاغ به جای چهچهه بلبل در گوش طنین انداز

است هر دو آوازند اما با سازهای متفاوت

خزان برای این است که سردی سکوت را با لبخندی به آتش سوزان مبدل

 کنی تا بیاموزیم در لحظه های غم/ شادی هم وجود دارد

نگذاریم بهار جوانیمان خزان شود در حالیکه خندیدن را نیاموخته باشیم

اینک خزان است........

و بهاری در راه.......

من خود نیز در یکی از روزهای پاییز به دنیای نا مهربانیها  سلام کردم شاید سرش این بود که

  پاییز به من ثابت کند که امید  هم زیباست

                                                             

راستش امروز داشتم مطلی رو میخوندم در مورد پاییز بود خیلی به احساس من شبیه بود این نوشتم بر گرفته از اون احساس زیبا بود/امید وارم  شما هم خوشتون بیاد/                                           

دوشنبه سیزدهم مهر 1388 |

 

..........

 

  دوستان گلم ملتمس دعای خیر شما هستم

هیچ مصیبتی ناخواسته در زمین و نه در وجود شما روی نمیدهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است

این بخاطر آنست که برای آنچه از دست داده اید تاسف نخورید و به آنچه به شما داده است وابسته و شادمان نشوید

آیه ۲۲ سوره حدید

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.


 

جمعه دهم مهر 1388 |

 

خدایا......


 

                                                                  

خدایا کفر نمی گویم ... پریشانم ... چه می خواهی تو از جانم ...مرا بی آنکه خود خواهم اسیر

 زندگی کردی ..خداوندا تو مسوؤلی تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار

 است...چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است( شریعتی )

 

جمعه سوم مهر 1388 |

 

بد نیست بخونیم....


                                                                        دوستان گلم سلام

نمیدونم این چند روزه چرا بلاگفا اینقد ضعیف عمل میکنه بعضی از دوستان گله مند از این بودند که چرا نظرات زیباشون رو تایید نکردم.این یه افتخاره برای بنده که نظرات زیباتون رو بخونم و در کلبه حقیرم ثبت کنم ولی بلاگفا این امکان رو بهم نمیده  حداقل تو بعضی موارد /باز هم عذر بنده رو بپذیرید


حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند:

بيشترين گناهان فرزندان آدم زبان اوست.
هرکه مردم از زبان او بترسند از اهل جهنم است..
هرکس زبان خويش را حفظ کند به همه قرآن و سخنان من عمل کرده است.
1- خبري را ندانسته گفتن
2- عيبجويي از ديگران
3- مسخره کردن
4- تهمت زدن
5- فاش کردن اسرار مردم

6- رنجاندن مومن

                                                    

7- سرزنش بيجا
8- دروغ گفتن
9- وعده دروغ
10- قسم دروغ
11- شهادت ناحق
12- تحريف مسائل ديني
13- حکم ناحق
14- لعنت کردن مردم
15- طعنه زدن
16- دل شکستن
17- امر به منکر
18- نهي از معروف
19- بدخلقي
20- تصديق کفر و شرک
21- غيبت کردن 
22- شايعه پراکني
23- به نام بد صدا زدن
24- تملق و چاپلوسي
25- با مکرو حيله سخن گفتن
26- مزاح زياد
27- زخم زبان زدن
28- آبرو ريزي
29- کبر در گفتار
30- اداي صداي کسي را درآوردن
31- بدعت در دين
32- اظهار بخل و حسد
33- بد زباني در معاشرت
34- خشونت در گفتار
35- فحش و ناسزا گفتن
36- سخن چيني کردن
37- نااميد کردن
38- شوخي با نامحرم
39- ريا در گفتار
40- فرياد زدن بيجا
                                                                            

یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 |

 
Blog Skin